-
جمعه ۱۱ مهر ۱۴۰۴
-
11:11
💢سه اصل حیاتی در رابطه معلم و شاگرد
✍✍دانشآموزان بیش از هر چیز دوست دارند از زبان معلمشان بشنوند که او به توانمندیهایشان اعتماد و اعتقاد دارد، از آنها حمایت میکند و همیشه آماده است به سؤالهایشان جواب بدهد.
این سه اصل حیاتی در کلاس درس حاصل یک نظرسنجیست که در داانشکده آموزش دانشگاه ماریان در ایالت ایندیانا، انجام شده است. تحلیل پاسخهای معلمان و دانشآموزان شرکتکننده در این نظرسنجی نشان میدهد که «پذیرش اجتماعی» و «درک احساسی» در مدارس از اهمیت ویژهای برخوردارند. دکتر لری دِساتِلز، مسئول این پژوهش، در مقالهای توضیح داده است که این دو پدیده از طریق ابراز اعتماد به تواناییهای دانشآموزان، حمایت از آنها در یافتن هدف و علاقه اصلیشان در زندگی و همینطور از طریق نشان دادن کنجکاوی برای درک احساسات و علایق و ویژگیهای دانشآموزان حاصل خواهد شد. او در مقالهای در CNN نتیجه کارش را اینطور توضیح داده است:
♦️ باور کردن بچهها
«من به تو و تواناییهایت باور دارم و فکر میکنم اگر از تواناییهایت استفاده کنی، هیچ چیز مانع موفقیت تو نخواهد بود.»
باور کردن بچهها یعنی دیدن چیزی درون آنها که در حال حاضر دیده نمیشود. برای باور کردن تواناییها و استعدادهای بچهها باید روی رفتارهایشان متمرکز شد، حتی روزهایی که بدخلق و بیحوصلهاند. باید همه چیزشان را مورد توجه قرار داد، از کفش و مدل موی تازهشان تا رفتارهای خوب و محبتآمیزشان حتی اگر نادر و گاهبهگاه است.
♦️ هدف
«بیا با هم برای فردا برنامهریزی کنیم. دوست داری تا هفته آینده چه کارهایی انجام دهی؟ بیا دو تای آنها را انتخاب کنیم و راههایی برای انجام همان دو تا کار پیدا کنیم!»
چهطور میتوانیم به دانشآموزمان کمک کنیم که هدفش را پیدا کند؟ قدم اول تأیید او، سپس مشاهده نشانهها و علایق اوست. داستان آدمهایی را برای بچهها تعریف کنیم که در لحظاتی از زندگیشان امیدواری به آینده و حتی دلیل و هدف زندگی را گم کردند اما بعد از هر شکست، سعی و تلاش را از سر گرفتند. پیشنهاد دیگر این است که معلمان شروع کنند به برنامهریزی برای یک فعالیت جمعی مثل بازدید از یک خانه سالمندان و بعد از بچهها بخواهند در مراحل مختلف برنامهریزی شریک شوند.
♦️ درک احساسات و عواطف بچهها
دانشآموزان در جواب به پرسشها نوشتهاند که دوست دارند معلمشان درباره نیازها و احساسات و افکارشان سؤال کند و از علاقهمندیها و آرزوهایشان بپرسد. آنها از اینکه احساس کنند دنیای ذهنیشان، ماجرای زندگیشان و تصمیمهایی که برای آیندهشان گرفتهاند برای معلمشان اهمیت دارد، خوشحال میشوند و انگیزه میگیرند. مثلاً یکی از دانشآموزان در پرسشنامه نوشته بود: «از من بپرس که هستم؟ چه نیازهایی دارم؟ به چه چیزهایی فکر میکنم؟ درباره احساساتم سؤال کن. البته نمیخواهم مقابل باقی بچهها به اینها جواب بدهم، اینها را خصوصی از من بپرس. دوست دارم معلمم درباره دنیای ذهنیام، موسیقی مورد علاقهام، عقایدم و ماجرای زندگیام سؤال کند. ممکن است جوابی ندهم یا کل سال تحصیلی طول بکشد که جوابی برای این سؤالها پیدا کنم اما همینکه میدانم برای شناختن من کنجکاوی برایم لذتبخش است».
࿐჻ᭂ⸙🍃🌼🍃⸙჻ᭂ࿐









