-
جمعه ۴ مهر ۱۴۰۴
-
9:13
تئوری پنجره شکسته یک نظریه در جرمشناسی است که میگوید نشانههای آشکار بینظمی و بیتوجهی در یک محیط شهری (مانند یک پنجره شکسته یا دیوار پر از نقاشیهای دیواری) میتواند باعث تشویق به جرمهای بزرگتر و جدیتر شود.
ایده اصلی این تئوری:
فرض کنید یک ساختمان، پنجرههای شکستهای دارد و کسی برای تعمیر آنها اقدامی نمیکند. مردم محلی و افرادی که از آنجا عبور میکنند، به این نتیجه میرسند که هیچ کس به آن منطقه اهمیت نمیدهد و قانون و نظم در آنجا ضعیف است. این تصور باعث میشود که افراد بیشتری به خرابکاریهای کوچک بپردازند و به تدریج، محیط برای وقوع جرمهای جدیتر آماده میشود.
این نظریه پیشنهاد میکند که با تعمیر "پنجرههای شکسته"—یعنی با برخورد قاطع با جرمهای کوچک و نشانههای بینظمی مانند نقاشیهای دیواری، پرسه زدنهای بیهدف، و مصرف الکل در اماکن عمومی—پلیس میتواند محیطی منظم و پاکیزه ایجاد کند. این کار به نوبه خود، از وقوع جرمهای بزرگتر جلوگیری میکند؛ زیرا نشان میدهد که جامعه و مسئولان هوشیار هستند و هیچ نوع بیقانونی را تحمل نخواهند کرد.
نکات کلیدی این نظریه:
* بینظمی کوچک منجر به جرم بزرگ میشود: فرض اصلی این است که یک مشکل به ظاهر کوچک و نادیده گرفتن قوانین کلاسی مثل سوال بدون اجازه یا تکلیف نیاوردن میتواند به یک مشکل بزرگتر مثل همهمه یا بی مسئولیتی دانش آموز در طول سال تحصیلی تبدیل شود.
* تمرکز بر پیشگیری: به جای فقط واکنش نشان دادن به خطاهای جدی،مثل همهمه در کلاس ، تلاشهای معلم باید بر پیشگیری از آنها با اجرای "تحمل صفر" نسبت به خطا های کوچک تر متمرکز باشد.البته صرفا نه با مؤاخذه یا تنبیه بلکه با یک تذکر مهربانانه یا شوخی یا سوال مثلا:
وقتی دانش آموز برای یک سوال هرچند مهم بدون اجازه صحبت کرد به او بگویید: بهتر است تذکر زیبات رو با بلند کردن دست بدی.
یا اگه دانش آموزی در یک فعالیت کلاسی از روی بغل دستی نوشت آرام به او بگویید این کار در کلاس ما جایی ندارد.
سعی کنیم با ( تعمیر پنجره ی شکسته ) در اوایل سال از هیاهو و مشکلات جدی مدیریت کلاس بکاهیم🙏









